شنبه یِ دوستــ داشتنیِ مـَن :)

هميشـه صـُبح ـآ عـادتــ داريم که وقتي از من از خواب بيدار شدم بهش تکــ بزنم که بدونه بيدارم...قبل از اينکه

من تک نزنم اون هم نميزنه....

سـآعتــِ 10 بـايد برم کلاس.وقتــي سـآعتـــِ 8 ُ نيم از خواب بيدار ميشم ميبينم تکــ زده....جوابش ُ ميدم.

زنگــ ميزنه ُ ميگه کی ميری؟؟ميگم بلند شم آمـاده شم ميرَم...ميگه خودَم ميـام دنبـالت....مـَنی که 1 سـاعت

هميشه آمـاده شدنم طول ميکشه سريع ميرم يه صبحونه ميخورم حـآضر ميشم ُ سـاعتــِ 9:06 دقيقه سـَرِ

کوچه َم !!بهش ميگم مگه سـَرِ کـار نبودي؟؟ميگه چرا الـان اومدم تورو برسونم برگردم سرِ کـار :)

+ اينجوري ميشه که بـا يه ديدارِ يهويي ُ کـارِ سوپرايزانه ی پسـَرک شنبه یِ پر از انرژيمون اِستـآرتــ میخوره :*

+ نبوבه ، نيست ، نخواهـב بود....عزيزتر از " تـــو " کسی براے مـَ  ...

.

+ مینـآ جـان؟؟مـرسی از مهربونیتــ :) " کیلیکـ "

جـآده

این جـآده ،

یک مَـ
میخواهد و یک " تـــو "  :)

جاده جنگلي

.

+ " کیلیک "

نقـاشی

گفته بودم یه نقـآشی دارم میکشم واسه محمد...تمومـ شد ُ دادَم بهش :)

خوشش اومد...عکسش تو ادامه هست ُ رمز دار !!!

ادامه نوشته

گیـرِ دوست داشتنت :)

گیرم تمـآم دنیا بگوید مـآ مالِ هم نیستیم ...

مـآ به درد هم نمی خوریم!

گیرم برای زیر یک سقف رفتن،

عشق آخرین معیارِ ایـ جماعت باشد ...

گیرم دوست داشتـטּِ بـבون سَند،حرام باشد...عجیب باشد....بـآور نکرבنی باشد ...

گیرم تا آخر عـُمر تنهـآ بمانم ...

گیرم هرگز دستانت בر دستانم قفل نشود ...

گیرم آغوشت هیچ گاه مال مـَ نشود ...

مـ اما....

گیرِ این گیرمـ ها نیستم...مـَتا ابد گیرِ چشماטּِ تواَم ...

گیرِ دوست داشتنت ...!!!



+
من بیشتر عـآشقِ شمـآ میشوم وقتـی که میـآم خونتون میبینم یه جفتــ مـآمـِ زوجی خریدی واسه

خودمـُ خودتــ :*

+امـروز عکسِ پسرَکــ تو اون قـابــِ دست سـازِ مـَن بدجور خودنمـایی میکرد :)

+در تو که گـُمـ می شوم ، پیدا شدنمـ بـآ خداست !! :)

my Bed

یکـی از اُستـادامون داشتــ واسمون حرفــ میزد...دربـاره یِ دُرست درس خوندن ُ درست نشستن پشتــِ میز ُ

اینـا.میگفتــ میزِ مطـآلعه فقط برایِ مطالعـَس...نه واسه اینکه سرت ُ بزاری روش ُ بخوابی...تختــِ خوابت هم

فقط واسه خوابیدن ِ نه درس خوندنُ کـارایِ دیگه...

حالـآ امروز یه لحظه به خودم اومدم ُ گفتم اگه استـآده من ُ تو این وضع ببینه خداییش 2 تـآ حرفــِ ادبیِ آبدار

بهم میزنه که تختــِ خوابم ُ با همه چی اشتبـاه گرفتم !!" کیلیک "

جـایِ خوردن،خوابیدن درس خوندن ُ نت گردی :دییی

یعنی من فقط اینجورَم یـآ هم سن ُ سـال ـآیِ منم از تختشون اینجور استفـاده میکنن آیـآ ؟؟! الـآن این

دغدَغه فکری ِ من شده !! {متفکر}

.

+ این پستــ ثبتــِ موقت بود...مـالِ موقعی ِ که اُتـاقمو هنوز رنگ نکرده بودم...تو عکس دیوار سـآدَس !

جـآ عکسی :)

خیلی وقتــ بود تو فکر بودم که یه جـآ عکسی واسش درُست کنم.آخه جـآ عکسیِ خودش سـاده بود....

یِ قابِ مقوایی  از تو وسـایلم پیدا میکنم و یه مقدار روش کـار میکنم...میخوام سـاده ُ فـآنتزی بشه ....

اووهوووم حـالا شیک شد :))....خودم دوسش دارم .... " کیلیک " و اینم از نمـایِ بالـآتر " کیلیک "

فقط عکسِ پسرَکــُ کم داره که به زیبـاییش 100 برابر افــزوده بشه :*

.

+ سایه ات روی تمـآمــِ ثانیه هایم ؛ آویزا شده :)

+ اگه یکی دو روز غیبم زد بدونید نتــ ندارم :|

زטּ

" ز" سینه‌هـآے برجسته نیست

موی مش کرده ،ابروے برداشته،لبانِ قرمز نیست.

" ز"  لباسِ سفیدِ شب با شکوه عروسی

بوی خوشِ قرمه سبزی،هوسِ شب‌های جمعه

قرار‌هایِ کوچه پشتی‌،تویِ تـاریکـی،توےِ یک ماشین نیست.

" ز"خون ریزی،کمر دردِ ماهانه،پوکی استخوان،

یک زنِ پـآ به مـآه،حالتــِ تهوع،استفراغ،درد‌های زایمان،ماבرِ بچه‌ها نیست ....

" ز" عصایِ روز‌های پیرے،پرستارِ وقتِ مریضی

رفیقِ پاے منقل،مزه بیارِ عرقِ دوره‌هـآی دوستانه نیست.

" ز" وجوב دارد،روح دارد....قدرت،جسارت،پـآ به پـآی یک مرב ، زور دارد

عشق،اشک،نیـآز،محبت،یک دنیا آرزو دارد...

" ز" همیشه همه جـآ حضور دارد و اگر تمام اینهـآ یاבت رفت،تنها یک چیز را به خاطر داشته باش :

" که هنوز هیچ مردی پیدا نشده که بخواهد در ایران جاےِ یک زن باشد :| "

.
.
.

+ واقعـآ متنِ زیبـاییِ ...به سلـامتیِ همه یِ مونثـــ هـآ :|

col0r

رنگــِ اُتـاقم ُ ببینید خوبه یـآ نه :)

.

.

+ حذف شد...


اندر احوالـآت عروسـی

از دانشگـآه که میرسم خونه ، سریع مشغولِ کـارام میشم...میخوام شب خوب به نظر برسم...هرچند که

میدونم نمیشه محمد من ُ از نزدیک ببینه...امـآ به خـآطرِ بودنش تو مراسم بـآید شیکــ بـآشم :)

موهـآم ُ فــِرِ تـُرکــی میکنم و میـارم از یه سمتــِ سرم آویزون میکنم ُ یه مقداریش هم رویِ شونه َم ریخته...

به اون سمتــِ سـَرم که سـآدَس یه گلِ مشکی میزنم...اوووم از موهـآم خوشم میـآد...

یه آرایشِ سـاده ُ اروپـایی میکنم...بـآ اینکه زیـاد تو چشم نیست آرایشم،امـا مـآمـآنم هی چپ میره راست میـاد

گیر میده که این جور نکن اونجور نکن...چون میدونه که امشب قرارِ محمد هم بـآشه ...

منم که اصلا محل نمیدم ُ کـارِ خودم رو انجـام میدَم ! :)

از سر ُ وضعم راضی اَم....منتظرم تـآ بریم تـالار...محمد اینـآ از مـآ زودتر رفتن...و قرار میشه دَمـِ در همدیگه رو

ببینیم....امـآ متـآسفـانه نمیشه...تویِ تـالار زنداییش اینـا ُ مـآمـآن بزرگش میـان روبوسی ُ از این حرفـآ که من

فقط یِ دست میدَم بـاهـآشون....دلِ خوشی ندارم ازشون....

محمد smS  میده ُ میگه از تـالار که اومدی بیرون سمتــِ راست ُ نیگـا کن...موقعِ رفتن برمیگرم و سمتــِ راست ُ

میبینم...یه پسرکِ خوشتیپ بـا یه پیرهنِ سفید و شلوار مشکی که fit ِ تنش ِ :) و بد جور از دور من ُ هوایی

میکنه...امـآ نمیشه جلو برم ....فاصلمون تقریبـآ زیـاده امـآ همین که میبینمش آرومـ میشم...

داداشم فهمیده که محمد وایسـاده رو به رو....بهم میگه برو داخل تـا مـامـان بیـاد :| خلـآصه همه یِ دیدنمون

شـاید چند ثـآنیه بود اونم نه چشم تو چشم ...از دور ُ یواشکــی.... امـآ خوبــ بود....

+چقدر مـآ نقشه کشیدیم ُ هی محمد گفت تو عروسی با هم میرقصیم دو نفره !!( البته عروسی قـآطی نبود )

+گفتم مـآمـآنم میزنه نـابودِمون میکنه! گفت فرار میکنیم ! :دی

.

یکی از قوانین نیوتن اینِ که هر خانمی باید یکی ُ داشته باشه که وقتی از مهمونی برمیگردن بش بگه :

"از همه سر بودیــآ :) "

بعد اونم براش ناز کنه ُبگه :" نه بابا...."

بعد این داستان تا جاهای باریک ادامه پیدا میکنه که دیگه به نیوتن ربطی نداره !!! :دییی


آپ هول هولکــی

سلـآم ..من 3 روزه نت ندارم اومدم فقط خبر بدم :(

امشب داریمـ میریمـ عروســی ...محمد اینـآ هم دعوتن....یکم استرس دارم که چی میشه ُ اینـآ ...

امـآ حسِ خوبیِ که دوتـآمون تو یه عروسی هستیم :)

.

+ نظراتتون رو به زودی تـآیید میکنم :(

l0vely Key

وقتـی که میخوام از پیشش برمیگردم،بهش میگم اگـه میشه بیـآ پایین در ُ بـاز کن واسم.قفلِ...

کلیــدِ در رو از جـآکلیدیش در میـآره ُ میده دستم....میگم الـآن میرم بـآز میکنم میـام بهتــ میدَمش .

میگه یعنــی نمیخوای از خونـَت کلید داشتـه بـآشی؟؟! :)

بهش میگم چرا نخوااااام...میخــوام .....کلید رو میزارم قـآطیِ بقیه کلیدام...بـا اینکه شکلش متفـاوته با بقیه و

میتونم سریع بفهمم که همون کلیدِ،امـآ دو تـآ قلبــ میکشم روش !! که بدونمـ این کلــید بـآ بقیه فرق داره...

که وقتـی قلبـارو دیدم یه لبخند بزنم ُ انرژی بگیــرَم از دیدنِ کلیدِ خونه یِ دنج ُ پر از خـآطره َمون {لبخند}

.

+ چقدر از کلمه ی " کلید " استفـاده کردم !!

+ فیلمـِ پیشنهـآدی " کیلیک "

+ مَـטּ " آدمـ " تو " حوا "... بیا جهـآنی دیگر آغاز کنیم! لبخــ :) ــند بز بگو سیــــب !! :)


به سلـآمتـ ی

سلامتی پسرایی که: فشـטּ نیستن ...

باباشوטּ ماشین شاسی بلند نداره برטּ دنبال دوست دختراشون چشِ دوستاشون در بیاد...

مارک کفششون دیگه آخرش کفش ملیه...!!

زیر ابروهاشون رو برنمیدارטּ که دختر کـُش بشن...

مارک تی شرتشون هم دیگه آخرش تمساحِ ... :))

ندارטּ هر شب دوست دخترشون رو بیرون ببرטּ خرجش کنن ...

ولی حرفشوטּ حرفــِ ....

"وقتی میگن دوست دارم یعنی واقعاً دوستش دارטּ ! "

.

.

+ به سلـآمتیِ پسرایِ گــُلمون :)

+همه خونـه رو ریختیمـ به هم داریم رنگــ میکنیم...از یـونی خسته ُ کوفته اومدم دیدم همـــه وسـآیلم جمع

شده وسطِ اُتـآقِ ...به شدتــ کلـآفم...ایشالـآ زودتر تمومـ شه :|

+داشتمـ میومدم وبـَم دیدم تو وبلآگـآیِ به روز شده اسمـِ وبم هست!! تعجب کردم!! رفتم دیدم بــَله ...

قشنگــ متن ـآمُ کــُپی کرده خیلی هم شیکــُ زیبـآ.دریغ از یه ذره تغیـیر :|
" کیلیک "

:)

یه چند روزیِ که بـا دوستش میره بیرون ُ میگرده...بهش smS میدم ُ میگم کجـایی؟؟

طبقِ معمــول جمله یِ همیشگیش ُمیگه: " کنـارِتم "

میگم اون کـه بلــه جسمتون کجـآس ؟؟؟ میگه بـآ دوستمـ اومدیم بیرون ....

بهش میگم اگه اینجور پیش بره دوستت ، از کـار ُ زندگــی میندازَتت هـآ ؟؟ :|

میگه از تو که ننداختـَتـَم فداتــ شم :) میگم والـا اینجور که سرِ تو رو گرمـ کرده یهو میبینی از من َ م انداختـِت :|

میگه : شمـآ بحثت جـُداس قربونت برم :*

+ یعنی هلـاکتم هآ ؟؟؟بگو بـاش :) ...که هرجا بری ُبـا هرکی بـاشی تهِ تهِ ش جایِ من تو ذهنت محفوظه :*

+ این واسـه من ارزش داره....خیلی هم ارزش داره...دوستــ داشتم ثبتــ بشه...

+ بـآ عرضِ پوزش از دوستـآن...میشه من یه لحظه خودمون ُ تحویل بگیرم !!؟؟ بـآ اجـآزه ...

{ عـآشقِ خودمــُ پســَرِ مهربون ُ دوست داشتنیِ زندگیمـ هستم... :)) }

+ آرامـش ُ عشق تو روحمون !!! :x

قصر

مـَטּ واقعی ترین بـآنوی افسانه‌هایِ " تـــو " اَمـ

فرقی‌ نمی‌‌کند کجــآ ....

آغوش " تـــو " هر جا که بـآز شود،

با شکوه‌تـریـ قصرِ دنیا‌ستــ ...

peresen 2

امروز که رفتم اول جعبه رو بهش میدَم که وقتی بـآزش میکنه یِ stick note میبینه که روش نوشتم اول لپمُ ببوس!

سرش ُ میگیره بالـآ...لبخند میزنه ُ لـُپم رو میبوسه.میگم یکی نه !!! اونم ببوس :)

+تشکـُر میکنه ...میگه آخه به چه منـاسبت؟؟میگم به منـاسبتِ اینکه خــِعلی دوسِت دارم پســَر {لبخند}

+مرغ ُ خروسـارو که میبینه،بهش میگم این مرغه منم خروسه تویــی اینم جوجه هـامونـَن...هی بـا لبخند

نگـاشون میکنه....بهش میگم در ضمن نکته انحرافی دارن هـا؟؟!! بچه هـا فقط به مــُرغه رفتن [نیشخند]

+میگه خیـــلی بیشرفــی =))

+امروزمون ُ دوستــ داشتمـ :) خدایـآ عـآشقتمـ ... یِ دونه ای !! :**

.

مَـטּ عـآشقِ آن بوسـه هـآیِ هول هولـَکی اَمـ

که בیرِمـآن شده...

امـآ از خـِیرَش نمی گــُذریم :)