وقتـی که میخوام از پیشش برمیگردم،بهش میگم اگـه میشه بیـآ پایین در ُ بـاز کن واسم.قفلِ...

کلیــدِ در رو از جـآکلیدیش در میـآره ُ میده دستم....میگم الـآن میرم بـآز میکنم میـام بهتــ میدَمش .

میگه یعنــی نمیخوای از خونـَت کلید داشتـه بـآشی؟؟! :)

بهش میگم چرا نخوااااام...میخــوام .....کلید رو میزارم قـآطیِ بقیه کلیدام...بـا اینکه شکلش متفـاوته با بقیه و

میتونم سریع بفهمم که همون کلیدِ،امـآ دو تـآ قلبــ میکشم روش !! که بدونمـ این کلــید بـآ بقیه فرق داره...

که وقتـی قلبـارو دیدم یه لبخند بزنم ُ انرژی بگیــرَم از دیدنِ کلیدِ خونه یِ دنج ُ پر از خـآطره َمون {لبخند}

.

+ چقدر از کلمه ی " کلید " استفـاده کردم !!

+ فیلمـِ پیشنهـآدی " کیلیک "

+ مَـטּ " آدمـ " تو " حوا "... بیا جهـآنی دیگر آغاز کنیم! لبخــ :) ــند بزטּ بگو سیــــب !! :)