هميشـه صـُبح ـآ عـادتــ داريم که وقتي از من از خواب بيدار شدم بهش تکــ بزنم که بدونه بيدارم...قبل از اينکه

من تک نزنم اون هم نميزنه....

سـآعتــِ 10 بـايد برم کلاس.وقتــي سـآعتـــِ 8 ُ نيم از خواب بيدار ميشم ميبينم تکــ زده....جوابش ُ ميدم.

زنگــ ميزنه ُ ميگه کی ميری؟؟ميگم بلند شم آمـاده شم ميرَم...ميگه خودَم ميـام دنبـالت....مـَنی که 1 سـاعت

هميشه آمـاده شدنم طول ميکشه سريع ميرم يه صبحونه ميخورم حـآضر ميشم ُ سـاعتــِ 9:06 دقيقه سـَرِ

کوچه َم !!بهش ميگم مگه سـَرِ کـار نبودي؟؟ميگه چرا الـان اومدم تورو برسونم برگردم سرِ کـار :)

+ اينجوري ميشه که بـا يه ديدارِ يهويي ُ کـارِ سوپرايزانه ی پسـَرک شنبه یِ پر از انرژيمون اِستـآرتــ میخوره :*

+ نبوבه ، نيست ، نخواهـב بود....عزيزتر از " تـــو " کسی براے مـَטּ  ...

.

+ مینـآ جـان؟؟مـرسی از مهربونیتــ :) " کیلیکـ "