وقتی داشتیم واسه عقد ِ خودمون خرید میکردیم ، چــِشَم یِ لبـاس ُ گرفت !! منم یِ اخلاقی دارم که اگه از چیزی

خیلی خوشم بیـاد حتمـآ باید داشته باشمش ! حتی اگه بقیه بگن زشته !دوست داشتم واسِ جشن ِ عقدم

میخریدمش ....امـآ چون کوتـاه بود محمد گفت راحت نیستی اگر مرد بیـاد داخل...منم گفتم بـاش :(

فردایِ بعد از عقدمون که محمد خونمون دعوت بود،مـامـانم اینـا داشتن برنـامه میریختن برایِ آخر ِ مـاه که برایِ

داداشم نـامزدی بگیرن...محمد هم گوش میداد....سـاعت ِ 4 گفت بریم بـآزار....

رفتیم ُ برام همون لبـآس ُ خرید 

.

+ " کیلیک "

+ آخرایِ مـاه نـامزدی ِ داداشم ِ ...محمد هم از کرج میـاد ... قرار ِ با هم لباسمون رو ست کنیم ! یعنی مـآنتو یِ من با پیرهن ِ اون

ست بشه ! خدا کنه گیرمون بیـاد !!این قرمز ِ رو واس ِ جشن ِ عقد  میپوشم ! :)