شـآید فردا یـآ پس فردا عمش زنگ بزنه ُ قرار بزارن برایِ آخر ِ هفته !

که بیـآن برایِ مهریه ُ از این جنگولَک بـازی ـآ !!

فکرام ُ کردم ُ به محمد گفتم 313 تـا سکه بهـآر آزادی به همراه ِ مخلفـآتش ! محمد گفت اگه مـامـآنت راضی

نشد برایِ 313 تـآ همون تـاریخ ِ تولدت ُ میزنیم !

کلـآ مـا گیر کردیم این وسط!بـاید بله رو از مـامـآنم بگیریم!! منم که هویجـَم اینجــآ !! :))

.

+ مـَن دلم روشن ِ ! مطمئنم خدا جواب ِ صبر ِ من ُ محمد رو میده ! ハート のデコメ絵文字

+ فردا عصری میخوام برم براش یِ پیرهن بخرم واس ِ آخر هفته بپوشه! وقت نمیکنه خودش بره گفت برو بخر بیـام ازت بگیرمش! :)