چند وقته همدیگه رو ندیدم...فک میکنم 13.14 روزی میشه...یعنـی جور نمیشه واسمون....من از شنبه تـآ

چهـآرشنبه یه سـَره کلـآس دارم ُ اونمـ یـآ سرِ کـآرِ یـا اگر هم خونه بـآشه به دلیلِ بودنِ داییش اینـآ که واحدِ

روبرو هستن،نمیشه من برم :|

دیشب خوابش ُ دیدَم.اصلـآ نمیدونم در موردِ چی بود امـآ همین بودنش تویِ خوابــ عـآلی بود :)

یه جورایـی روزامون فقطـ بـآ smS ُ زنگـآیِ کوتـآهِ چند دِیقه ای میگذره ...که به همینـآ مجبوریم قـآنع بـآشیم.

xبرایِ فرار از نبودَنش خودم ُ بـا فیلم دیدن سرگرم میکنم ُ گـآهی هم چندتـآ چیزِ کوچولـو درست میکنم.

xدارم رویِ یه نقـآشیِ فـانتزی کـآر میکنم واسه یِ محمد.تمومـ که شد عکسش ُ میزارم....

xفیلمـآیِ پیشنهـآدی: " کیلیک " و " کیلیک "

.

+ دوست دارم بنویسم امـا نمیدونم از چی ُ کجـآ...وقتـی نمیبینیم همـ ُ انگـار زندگـی تعطیله...انگـار راکدِ :|

+ چقدر کـِش می آينـב روزهــآ... בلتنگ که ميشويمـ ....