دلم یه تیپِ اینجوری " کیلیک " یـآ اینجوری " کیلیک " میخواد....که دستــ تو دستــِ پسرک بزارم ُ برم یه جـآیِ

خلوتــ بـا یه هوایِ دونفره ِ عـالی بـآ یه مقصدِ نـآمشخص.... بی خیـآلِ همه یِ سختی ـآ  ُ مشکلـاتمون

بشیمـ ُ فقط راه بریمــُ حرفـــ بزنیمــُ بخندیمـ ... بلکـه این زندگـی شرمنده شد ُ بی خیـالِ سخت

گرفتن به مـا شد ....

.

+ یکـی دو روزِ جنگــِ اعصـآبــ داریمـ تو خونه بـا مـآدَرِ محترمـ !! :|

+ امـآטּ از بوی پاییز و آسماטּ ابری...که آدم نه خودش میداند בَرבَش چیست و نه کَسِ دیگر...فقط میدانی

هرچه هوا سردتر میشود בلـَت آغوشِ گرمترے میخواهد.

.

دوريمـآטּ براےِ " تــو " نميدانمـ چگونه ميگذرد.

اما براےِ مَـטּ ،

انگـآر بر گلويمـ خنجر گذاشته اند و نمي بـُرند ...