دیدارِ امروز...کوتـآه مفید مختصر !!
امروز دیدیم همدیگه رو.خیلی خلـآصه مینویسم واسه ثبت شدنِ روزمون :)
+از شبــِ قبل واسش گردو پوست کندم ُ مغز کردم بدم بـِش بخوره جون بگیره!واسه نـآهـآرَم الویه درست کردم.
خوشمزه شده بود.البته محمد گفت :)
+صـُب صبحـآنه سیبـ زمینی ُ تخمـِ مرغ زدیم بر بدن ُ شدیم کرگدَن!! :))
+فیلمـ دیدیمـ بـا هم " گشتِ ارشـآد "....
+از سر ُ کولش بـالـآ رفتمـ چون خوابش میومد منم که خدایِ آزارو اذیت،نزاشتم بخوابم خلـآصه پشیمون شد :|
+دوست داشتم یکم play station بـآزی میکردیم دونفره امـآ وقت نشد :|
+تـآزشم مـآمـآنمـ امروز اصلا زنگــ نزد ُ بگه کِی میـآیُ این حرفـآ {
}
+آژانس گرفت من ُ رسوند خونه خودش همـ از اون وَر رفتــ کـآر داشت...
.
.
یکی از بهتریـטּ حس هـآ
مالِ وقتیِ ڪه ازش جُدا میشی
و میـآے خونه ُ ،
בَستـآتــ هنوز بوےِ عطرشُ میـבه ... :)
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 19:47 توسط مَریـ❤ـمـ بــآنـو
|
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤