خستـــــه ام....خستـــــه
من کـــآری ندارم که بلیط بوده یـآ نبوده.کاری ندارم که میشه بیـــای یـــآ نــــــه...
تــــــــــــــــو قــــــــــــول دادی که بیــــــــــــآی اما نیومدی.....من به این کـــآر دارم.به اینکه بدم میاد
از بد قولی....از انتظار کشیدنی که آخرش میشه هیچ....به اینکه باید هی این بغضِ لعنتیُ قورت بدم.
میدونی؟؟؟خیلی حسّ بدیه که با 1000 تـــا شوقُ ذوق زنگ میزنم بهتُ خیلی راحت بهم میگی بلیط نبود.ازت انتظارِ
این برخوردُ نداشتم محمــــــــــد.....
از دلتنگ بودن دیگه خستــــــــــــم.کـــآش یکی میفهمید چه دردی تو این اشکــآمِ
.
.
چه سخت است
هم پـآييز باشد،
هم ابر باشد،
هم باران باشد،
هم خيابان ِ خيس باشد ...
امـــــآ...
نه تـــــو باشي ...
نه دستي براي فشردن باشد،
نه پايي براي قدم زدن باشد و
نه نگاهـــي براي زل زدن ...
.
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤