چشم های تو به من می بخشد
شورِ عشق و مستی
و تو چون مصرَعِ شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگـــیِ من هستی ....
.
.
زنگ ميزنم بهش ، يه تماسِ 6.7 دِيقه اي.
با اينکه مامانم اينا خونن و نميشه بلند حرف بزنم اما تو همين 6.7 دِيقه
يواشکي صحبت ميکنم.مي خندم.....مي خنده...
شاد ميشيم تو همين چند لحظه :)
عاشقِ اين عشق بازياي يواشکيم ...
.
هرروز که ميگذره بيشتر دوسِش دارم.ميگم خدايااين دوست داشتنُ بيشتر کن اما چيزي ازش کم نکن.
اگه بگم محمدُ فقط به خاطرِ خودم دوست دارم خودخواهيه.اول از همه به خاطر خودش دوسِش دارم.به خاطر
رو راست بودنش، به خاطر دلِ پاکش، به خاطره چشمِ پاکش.
هيچوقت دوست نداشتم مَردَم از اين آدمايي باشه که سَرِش تو خدا پيغمبره اما دلش مريضه،اما چشِش دنبال ناموسه
مردمه.خدارو 1000 بار شکر مردي رو دارم که خيالم ازش راحته.اونقدر راحت که اگه 1000 تا دخترِ
جور واجور دورِش باشن ميدونم يعني مطمئنم که فکرش پيشِ مريمه خودشه. :))
گاهي بي تابي ميکنم،به محمد غر ميزنم،از خدا گله ميکنم که اين چه وضعيه چرا جور نمي کني کارمونو،چرا
اينجور.....چرا اونجور.....
اما يکم که فکر ميکنم ميبينم که به انتظارش مي ارزه،به قرآن مي ارزه.من
از همون اول هم با ازدواجِ سنتي مخالف بودم.يعني بدم مياد يکي نديده و
نشناخته پاشه بياد خواستگاري بعد
تو 2.3 جلسه با 2 ساعت حرف زدن به تفاهم
برسن.
خوب معلومه که تو اون 2.3 جلسه 2 طرف سعي ميکنن خودشون رو خوب جلوه بدن.من و محمد الان 8 ساله که
همديگه رو دوست داريم اما فقط 3 ساله که رابطه داريم.
تو اين 3 سال با اخلاقاي هم آشنا شديم.با هم دعوا کرديم،آشتي کرديم،لجبازي کرديم،کوتاه اومديم تا الان که شديم
ايني که هستيم.
شديم همه چيزه هم.اونقدر يکي شديم که حتي واسه ساده ترين و کوچيکترين چيزا که
شايد به چشم نياد با هم مشورت ميکنيم و از هم نظر مي خوايم.
اونقدر با هم خوشيم که با کوچيک ترين حرفا و کارا دلمون شاد ميشه و از ته دل مي خنديم.
دعواها و اختلاف نظرايي که هر زوجي تو ی دورانِ عقدِ يه ازدواج سنتي دارن رو ما تو اين چند سال گذرونديم.
نمي فهمم دليل اينکه ميگن کسي که با عشق و عاشقي ازدواج کنه بدبخت ميشه چيه.به خدانميفهمم....
خدايا به خودت قسم من الان حتي تو اين وضعيتم خوشبختم.چون مردي رو دارم که هميشه کنارمه.
درسته که فعلا جسمش پيشم نيست امـــــــــــــا روحش فکرش يادش تو تک تکِ کارام جريان داره...
+ خدايا مواظبش باش.جز اون کسي رو ندارم هااااااااا
محــــمـــــــ❤ـــــدم واسه من مثلِ اکسيــــــــــژن ميمونه.اگه خدايي نکرده زبونم لال نباشه من خفه ميشم 